هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

دسترسی سریع به محتوا
Toggle
انواع شراکت در کسبوکار
در ایران «شراکت کاری» یک عنوان واحد و مستقل در قانون کار ندارد، چون شراکت معمولاً رابطه کارگر و کارفرما نیست؛ بلکه یک رابطه قراردادی بین شرکاست که بر پایهی قواعد عمومی قراردادها شکل میگیرد. یعنی مبنای اصلی شراکت، توافق طرفین است؛ هر چیزی که شرکا روی آن توافق کنند (مثل آوردهها، درصد سهم، نحوه مدیریت، تقسیم سود و زیان، مدت همکاری و شرایط خروج) اگر مخالف قانون، شرع و نظم عمومی نباشد، معتبر و قابل پیگیری است.
از نظر حقوقی، شراکت کاری معمولاً ذیل چند چارچوب مهم بررسی میشود:
مهمترین پایه شراکت این است که قرارداد، قانونِ طرفین محسوب میشود. پس اگر قرارداد شفاف و دقیق نوشته شود، در زمان اختلاف، ملاک اصلی رسیدگی همان متن قرارداد است. به همین دلیل در شراکت، توافق شفاهی یا قراردادهای مبهم بزرگترین عامل دعوا و ضرر میشود.
در هر شراکت باید روشن شود:
اگر اینها دقیق نباشد، اختلافات معمولاً از همین نقطه شروع میشود: یکی برداشت بیشتری میکند، یکی هزینهها را قبول ندارد، یا سود واقعی مشخص نیست.
در شراکت باید مشخص شود:
این بخش از نظر قانونی مهم است چون «شراکت» فقط تقسیم سود نیست؛ تقسیم مسئولیت هم هست.
شراکت میتواند دو مدل کلی داشته باشد:
اگر کسبوکار جدی است، گردش مالی بالا دارد یا ریسک حقوقی دارد، رفتن به سمت ساختار شرکتی میتواند از نظر مسئولیتها و شفافیت بهتر باشد؛ اما حتی در حالت ثبت شرکت هم باز باید «قرارداد بین شرکا» و «اساسنامه/صورتجلسات» دقیق تنظیم شود.
از نظر عملی، مهمترین قسمت قانونی شراکت این است که از اول مشخص کنید:
اگر این موارد در قرارداد نیاید، در زمان اختلاف، روند رسیدگی طولانی و پرهزینه میشود.
در شراکت کاری، داشتن قرارداد دقیق حیاتی است؛ چون اگر اختلاف پیش بیاید، بدون متن روشن و مستند، اثبات حق و سهم هر طرف سختتر میشود به همین دلیل تجربههایی مثل « شکایت از کارفرما بدون قرارداد ؛ آیا ممکن است؟ » یادآوری میکند که نداشتن قرارداد مکتوب میتواند مسیر مطالبه حق را پیچیده و فرسایشی کند (در شراکت هم دقیقاً همین ریسک وجود دارد، حتی اگر طرف مقابل “شریک” باشد نه “کارفرما”).
| معیار مقایسه | شراکت کاری | استخدام (قرارداد کار) | پیمانکاری (قرارداد پیمان/خدمات) |
|---|---|---|---|
| ماهیت رابطه | همکاری بین شرکا برای کسبوکار مشترک | رابطه کارگر و کارفرما | رابطه کارفرما و پیمانکار (ارائه خدمت/انجام کار) |
| هدف اصلی | سودآوری مشترک و توسعه کسبوکار | انجام کار در قبال حقوق و مزایا | تحویل نتیجه/خدمت مشخص در قبال مبلغ قرارداد |
| مبنای درآمد | سهم از سود (و گاهی زیان) | حقوق ثابت/دستمزد + مزایا | حقالزحمه/مبلغ قرارداد (میتواند مرحلهای باشد) |
| تقسیم سود و زیان | معمولاً هر دو (سود و زیان) بین شرکا تقسیم میشود | کارگر در سود/زیان شریک نیست | پیمانکار معمولاً در سود/زیان کسبوکار شریک نیست (فقط ریسک اجرای قرارداد خودش را دارد) |
| آورده طرفین | ممکن است پول، تجهیزات، تخصص، مجوز، برند، مشتری و… باشد | معمولاً نیروی کار/زمان/مهارت کارگر | تخصص/تجهیزات/نیرو برای انجام کار موضوع قرارداد |
| مدیریت و تصمیمگیری | ممکن است مشترک باشد یا یک مدیر تعیین شود | مدیریت و دستور کار با کارفرماست | پیمانکار معمولاً استقلال اجرایی دارد (طبق قرارداد) |
| حق دستور و نظارت | نظارت توافقی بین شرکا | کارفرما حق دستور مستقیم دارد | کارفرما حق نظارت بر نتیجه دارد، نه لزوماً دستور روزمره |
| ساعات کار | توافقی؛ میتواند منعطف باشد | تابع قانون کار و مقررات ساعات کار | معمولاً بر اساس زمانبندی پروژه؛ نه الزاماً قانون کار |
| بیمه و مزایا | بهصورت خودکار الزامی نیست (بسته به ساختار و قرارداد) | بیمه و مزایا طبق قانون کار معمولاً لازم است | بیمه تابع قرارداد است (گاهی پیمانکار خودش بیمه میدهد/گاهی کارفرما شرط میگذارد) |
| مرخصی، اضافهکاری، سنوات | اصولاً موضوع شراکت نیست مگر توافق شود | طبق قانون کار (مرخصی، اضافهکاری، سنوات و…) | معمولاً موضوع قرارداد پیمان است، نه قانون کار |
| ابزار و محل کار | توافقی؛ ممکن است مشترک یا جدا باشد | معمولاً ابزار/محل با کارفرما یا طبق مقررات او | پیمانکار میتواند ابزار خودش را داشته باشد (طبق قرارداد) |
| مسئولیت در برابر بدهیها/اشخاص ثالث | ممکن است شرکا مسئولیت مشترک داشته باشند (بسته به نوع شراکت) | معمولاً مسئولیت اصلی با کارفرماست | پیمانکار مسئول تعهدات قرارداد خودش است |
| ریسک مالی | بالا؛ چون شریک در زیان هم ممکن است سهیم باشد | پایینتر؛ حقوق معمولاً ثابت است | متوسط؛ ریسک تاخیر/جریمه/هزینه اجرا ممکن است برای پیمانکار باشد |
| امکان خروج | طبق قرارداد شراکت (شرایط خروج/فسخ/انحلال) | با استعفا/اخراج طبق قانون کار و قرارداد | طبق مفاد فسخ/خاتمه/تحویل کار در قرارداد |
| معیار تشخیص در اختلاف | «سود و زیان مشترک» + «تصمیمگیری مشترک» + آورده | «تبعیت و دستورپذیری» + «دستمزد» + رابطه کارگر/کارفرما | «موضوع مشخص» + «تحویل نتیجه» + استقلال پیمانکار |
| بهترین کاربرد | کسبوکار مشترک، شریک سرمایه/تخصص، راهاندازی بیزنس | کار تماموقت/پارهوقت/کارمند سازمان | پروژههای مشخص مثل طراحی سایت، پیمانکاری، خدمات تخصصی |
قرارداد شراکت کاری مهمترین سندی است که شراکت را از یک توافق مبهم و پرریسک به یک همکاری شفاف، قابل مدیریت و قابل پیگیری تبدیل میکند. خیلی از شراکتها با اعتماد و حرفهای دوستانه شروع میشوند، اما اختلافها معمولاً از جایی آغاز میشود که “برداشتها متفاوت” میشود: یکی فکر میکند سهم بیشتری دارد، یکی تصور میکند تصمیمگیر اصلی است، یکی هزینهها را به حساب شراکت میگذارد و دیگری قبول ندارد. قرارداد دقیق، این اختلافهای ذهنی را به قواعد روشن و مکتوب تبدیل میکند.

بدون قرارداد، همیشه این سؤال میماند:
هر شریک دقیقاً چه چیزی آورده؟ پول؟ تجهیزات؟ مجوز؟ مشتری؟ تخصص؟ زمان؟
قرارداد مشخص میکند:
این شفافیت باعث میشود بعداً کسی نتواند ادعا کند «من بیشتر آوردم» یا «ارزش کار من حساب نشده».
یکی از اصلیترین ریشههای اختلاف در شراکت، قدرت تصمیمگیری است. قرارداد باید روشن کند:
بدون این موارد، شراکت خیلی سریع تبدیل میشود به دعوای «چه کسی رئیس است؟».
حتی اگر درصدها مشخص باشد، باز هم اختلاف رایج این است که:
قرارداد باید چارچوب مالی را شفاف کند تا حسابداری شراکت مبنا داشته باشد، نه سلیقه.
در شراکت ممکن است یک شریک:
در هر شراکت حرفهای باید از اول معلوم باشد:
قرارداد میتواند مسیر حل اختلاف را مرحلهای تعیین کند:
قرارداد شراکت وقتی واقعاً از شما محافظت میکند که بندهای کلیدی آن شفاف، قابل اندازهگیری و قابل اجرا نوشته شده باشد. خیلی از اختلافها نه بهخاطر “بد بودن شرکا”، بلکه بهخاطر ابهام در همین بندهای اصلی ایجاد میشود. در ادامه هر کدام از بخشهایی که گفتی را کامل و کاربردی توضیح میدهم:
این بند مشخص میکند شراکت دقیقاً برای چه کاری تشکیل شده و کجا و چگونه قرار است انجام شود. بهتر است در این قسمت بهصورت دقیق بنویسید:
چرا مهم است؟ چون اگر موضوع مبهم باشد، یک شریک میتواند فعالیتهای خارج از توافق را وارد شراکت کند یا منابع شراکت را به مسیر دیگری ببرد.
آورده یعنی هر شریک چه چیزی وارد شراکت میکند. اینجا باید جزئینویسی کنید:
حتماً روشن کنید مالکیت آوردهها چیست:
این بند باید خیلی شفاف باشد، چون بیشترین اختلافها از همینجاست. مواردی که بهتر است بنویسید:
نکته مهم: اگر یکی از شرکا “اجرا” میکند، باید مشخص شود دستمزد اجرایی او حقوق است یا برداشت از سود؛ چون این ابهام بعدها دعوا درست میکند.
اینجا باید تعیین کنید:
پیشنهاد کاربردی: برای جلوگیری از ریسک، بهتر است برای هزینهها و قراردادهای مهم، “سقف” و “تعداد امضا” تعیین شود.
این بخش شراکت را “شفاف مالی” میکند. موارد ضروری:
اگر این بند دقیق نباشد، یک شریک ممکن است هزینههای شخصی را هزینه شراکت حساب کند یا برداشتها باعث بیاعتمادی شود.
در این بند تعیین میکنید شراکت:
بهتر است وضعیت “تسویه حساب دورهای” هم مشخص شود تا پایان قرارداد غافلگیرکننده نباشد.
در شراکت باید از اول تکلیف فسخ/خاتمه همکاری مشخص شود و اینجاست که مفهوم کلیِ «فسخ» اهمیت پیدا میکند؛ خیلیها به اشتباه فسخ شراکت را مثل قطع رابطه کاری تصور میکنند، در حالیکه قواعدش متفاوت است اما آشنایی با موضوعاتی مثل «ماده ۲۷ قانون کار و فسخ قرارداد کار» حداقل این پیام را یادآوری میکند که “قطع همکاری” بدون تعریف دقیق و بندهای روشن، معمولاً محل اختلاف و دعوا میشود؛ پس در قرارداد شراکت هم باید شرایط فسخ/خروج/انحلال را شفاف و مرحلهبهمرحله بنویسید.
در شراکت کاری، شرکا فقط «همکار» نیستند؛ هر کدام در برابر دیگری و همچنین در برابر افراد و مجموعههایی که با کسبوکار تعامل دارند (مثل مشتری، تامینکننده، موجر، بانک، اداره مالیات و…) تعهد و مسئولیت پیدا میکنند. اگر این مسئولیتها در قرارداد شراکت دقیق تعیین نشود، معمولاً اختلافها در دو جا خودش را نشان میدهد: داخل شراکت (بین شرکا) و خارج شراکت (در برابر دیگران). در ادامه، این موضوع را کامل و کاربردی باز میکنم.
اینها تعهداتی است که هر شریک نسبت به شریک/شرکای دیگر دارد و نقض آنها میتواند باعث مطالبه خسارت یا حتی پایان شراکت شود.
هر شریک باید دقیقاً همان چیزی را که قول داده وارد شراکت کند:
شرکا موظفاند:
یکی از اصلیترین تعهدات شرکا، شفافیت مالی است:
هرچه گردش مالی بالا برود، نیاز به این بند مهمتر میشود؛ چون اختلافهای “حساب و کتاب” معمولاً بزرگترین ضربه را میزنند.
اگر در قرارداد نیاید، ممکن است یک شریک همزمان کسبوکار مشابه بزند یا مشتریها را به سمت خودش ببرد. به همین دلیل معمولاً این موارد تعیین میشود:
اگر قرار است قراردادها با دو امضا بسته شود یا سقف خرید مشخص است، هر شریک باید همان را رعایت کند. تخلف از این بخش هم “اختلاف داخلی” ایجاد میکند و هم ممکن است “مسئولیت بیرونی” بسازد.
اشخاص ثالث یعنی هر کسی خارج از شراکت که با کسبوکار ارتباط دارد: مشتری، تامینکننده، صاحبملک، بانک، پلتفرمها، اداره مالیات و…
اگر شراکت با تامینکننده قرارداد میبندد، اگر اجارهنامه امضا میشود، اگر سفارش مشتری گرفته میشود، باید دقیق باشد:
در بسیاری از شراکتهای بدون ثبت شرکت، قراردادها به نام یکی از شرکا بسته میشود و همین باعث میشود آن شریک در برابر ثالث، مسئولیت بیشتری پیدا کند. بنابراین تعیین “حق امضا” و “حدود اختیار” حیاتی است.
بدهیها ممکن است شامل اینها باشد:
اگر قرارداد شراکت روشن نکند که بدهیها چگونه تقسیم میشود، در زمان بحران هر کس سعی میکند سهم خودش را کمتر کند. در حالی که بیرون از شراکت، طرف مقابل فقط پولش را میخواهد.
اگر کسبوکار به مشتری ضرر بزند (کالای معیوب، تاخیر، خسارت، نقض تعهد)، باید معلوم باشد:
بعضی تعهدات از جنس “اداری/قانونی” است مثل:
اینها را هم باید مشخص کنید که مسئول پیگیری و هزینهها کیست.
راهکارهای عملی که در قرارداد کمک میکند:
برای کاهش اختلافات و حفظ رابطه، خیلی از شراکتها بهتر است قبل از رفتن سراغ دعواهای سنگین، سراغ روشهای توافقی بروند؛ دقیقاً شبیه رویکردهایی که در موضوع «حل اختلاف کارگر و کارفرما بدون شکایت» مطرح میشود: یعنی اول مذاکره، سپس میانجیگری/داوری و در نهایت اگر لازم شد مراجعه رسمی. در شراکت هم اگر از ابتدا این مسیر را در قرارداد بنویسید، احتمال کشیده شدن اختلاف به بحران و هزینههای زیاد کمتر میشود.

در شراکت کاری، اعتماد مهم است اما کافی نیست. چون وقتی پول، مشتری، زمان و اعتبار وسط باشد، حتی شریک خوشنیت هم ممکن است در عمل بدقولی کند، دیر اقدام کند، برداشت غیرمجاز داشته باشد یا بدون هماهنگی تعهد مالی ایجاد کند. ضمانت اجرا یعنی مجموعه ابزارهایی که در قرارداد میگذارید تا اگر شریک از تعهداتش تخلف کرد، هم بازدارندگی ایجاد شود و هم شما بتوانید حقتان را قابلپیگیری و قابلاثبات مطالبه کنید. هرچه قرارداد شفافتر و ضمانت اجرا دقیقتر باشد، احتمال تخلف کمتر و حل اختلاف سریعتر میشود.
قبل از اینکه سراغ سفته و چک بروید، باید روشن کنید «تخلف» دقیقاً چیست. در قرارداد شراکت، معمولاً این موارد بهعنوان تخلف تعریف میشوند:
وجه التزام یعنی توافق کنید اگر یک تخلف مشخص رخ داد، متخلف باید مبلغ مشخصی را بهعنوان جریمه بپردازد. این ابزار بهخاطر شفافیتش خیلی موثر است.
منظور از “تضمین” این است که شریک برای انجام تعهداتش یک پشتوانه بدهد تا اگر بدقولی کرد، طرف مقابل دست خالی نماند. تضمین میتواند شکلهای مختلف داشته باشد:
سفته تضمینی: سفته معمولاً برای این استفاده میشود که اگر شریک تعهداتش را انجام نداد، بتوانید از آن بهعنوان ابزار وصول استفاده کنید.
بهتر است در قرارداد و رسید تحویل سفته حتماً بیاید:
چک تضمینی: چک هم همین منطق را دارد ولی چون حساسیت و ریسک سوءبرداشت/سوءاستفاده دارد، باید خیلی شفاف تنظیم شود:
اگر شراکت سرمایه بالا دارد یا یک شریک اختیار مالی زیادی دارد، وثیقه منطقیتر و مطمئنتر است (مثلاً رهن ملک، سند خودرو، سپرده نقدی یا ضمانتنامه بانکی).
وثیقه بیشتر برای این موارد کاربرد دارد:
اینها ابزارهای مدیریتیاند که خیلی از تخلفها را از ریشه کم میکنند:
چون موضوع ضمانت اجراها و ابزارهای حقوقی مثل سفته/چک/وثیقه حساس است و یک اشتباه کوچک میتواند هزینه سنگینی ایجاد کند، بهترین کار این است که قبل از امضای نهایی و تحویل تضمینها، دقیق بدانید چگونه با یک وکیل کار همکاری کنیم؟ تا یک مشاوره کوتاه بگیرید و متن ضمانتها طوری نوشته شود که هم بازدارنده باشد و هم بعدها علیه خودتان تبدیل به دردسر نشود
اختلاف در شراکت کاری طبیعی است؛ چون پای پول، تصمیمگیری، زمان و منافع مشترک وسط است. اما چیزی که شراکتها را نابود میکند خودِ اختلاف نیست، بلکه نداشتن مسیر درست برای حل اختلاف است. بهترین شراکتها از همان ابتدا توافق میکنند اگر اختلاف پیش آمد، مرحلهبهمرحله جلو بروند: اول گفتوگو، بعد داوری، و در نهایت اگر چارهای نبود دادگاه. این کار هم هزینه را کم میکند، هم زمان را، و هم جلوی تبدیل شدن اختلاف به جنگ فرسایشی را میگیرد.
مذاکره یعنی شرکا قبل از هر اقدام رسمی، مسئله را با گفتوگوی ساختارمند حل کنند. برای اینکه مذاکره نتیجه بدهد، بهتر است این اصول رعایت شود:
سازش معمولاً سریعتر است، رابطه را کمتر خراب میکند و هزینههای حقوقی را پایین میآورد. ضمن اینکه در شراکت، حتی بعد از حل اختلاف هم احتمالاً باید مدتی با هم کار کنید یا حداقل تسویه انجام دهید؛ پس جنگیدن از ابتدا معمولاً به ضرر هر دو طرف تمام میشود.
اگر مذاکره جواب نداد، داوری یکی از بهترین گزینههاست؛ یعنی طرفین توافق میکنند یک شخص یا هیئت بیطرف (داور) اختلاف را بررسی کند و رأی بدهد.
گاهی اختلاف به جایی میرسد که دیگر راهی جز اقدام قضایی نیست. اما دادگاه معمولاً زمانبر، پرهزینه و فرسایشی است؛ پس بهتر است وقتی بروید که واقعاً لازم است.
در اختلافات شراکت، داشتن مسیر درست حل اختلاف فقط برای پایان دادن به دعوا نیست؛ برای دفاع از حقوق خود در محیط کار هم ضروری است، چون اگر مستندات، صورتجلسه و مراحل حل اختلاف را درست طی نکنید، حتی اگر حق با شما باشد ممکن است نتوانید آن را بهموقع و درست اثبات کنید.
اختلاف در شراکت کاری طبیعی است؛ چون پای پول، تصمیمگیری، زمان و منافع مشترک وسط است. اما چیزی که شراکتها را نابود میکند خودِ اختلاف نیست، بلکه نداشتن مسیر درست برای حل اختلاف است. بهترین شراکتها از همان ابتدا توافق میکنند اگر اختلاف پیش آمد، مرحلهبهمرحله جلو بروند: اول گفتوگو، بعد داوری، و در نهایت اگر چارهای نبود دادگاه. این کار هم هزینه را کم میکند، هم زمان را، و هم جلوی تبدیل شدن اختلاف به جنگ فرسایشی را میگیرد.
مذاکره یعنی شرکا قبل از هر اقدام رسمی، مسئله را با گفتوگوی ساختارمند حل کنند. برای اینکه مذاکره نتیجه بدهد، بهتر است این اصول رعایت شود:
سازش معمولاً سریعتر است، رابطه را کمتر خراب میکند و هزینههای حقوقی را پایین میآورد. ضمن اینکه در شراکت، حتی بعد از حل اختلاف هم احتمالاً باید مدتی با هم کار کنید یا حداقل تسویه انجام دهید؛ پس جنگیدن از ابتدا معمولاً به ضرر هر دو طرف تمام میشود.
اگر مذاکره جواب نداد، داوری یکی از بهترین گزینههاست؛ یعنی طرفین توافق میکنند یک شخص یا هیئت بیطرف (داور) اختلاف را بررسی کند و رأی بدهد.
گاهی اختلاف به جایی میرسد که دیگر راهی جز اقدام قضایی نیست. اما دادگاه معمولاً زمانبر، پرهزینه و فرسایشی است؛ پس بهتر است وقتی بروید که واقعاً لازم است.
در اختلافات شراکت، داشتن مسیر درست حل اختلاف فقط برای پایان دادن به دعوا نیست؛ برای دفاع از حقوق خود در محیط کار هم ضروری است، چون اگر مستندات، صورتجلسه و مراحل حل اختلاف را درست طی نکنید، حتی اگر حق با شما باشد ممکن است نتوانید آن را بهموقع و درست اثبات کنید.
✦
در هر شراکت حرفهای باید از همان اول مشخص باشد اگر یکی از شرکا خواست ادامه ندهد یا شراکت به مشکل خورد، مسیر پایان همکاری چگونه است. چون پایان مبهم دقیقاً همان جایی است که بیشترین اختلافها شکل میگیرد: یکی میخواهد خارج شود ولی سهمش مشخص نیست، دیگری میگوید ضرر کردهایم و چیزی طلب نداری، یا داراییها و بدهیها معلوم نیست. بهطور کلی سه مفهوم را باید از هم جدا کنیم: فسخ (پایان دادن به قرارداد بر اساس شرایط مشخص)، خروج شریک (کنار رفتن یک شریک و ادامه شراکت با بقیه در صورت امکان)، و انحلال (پایان کامل شراکت و شروع فرآیند تسویه نهایی).
فسخ یعنی قرارداد شراکت به دلایل مشخص، قبل از پایان مدت یا برخلاف انتظار طرفین، خاتمه پیدا کند. فسخ میتواند:
برای اینکه فسخ دردسر نشود، در قرارداد باید شفاف نوشته شود:
گاهی شراکت میتواند با خروج یک شریک ادامه پیدا کند؛ اما این فقط زمانی ممکن است که از قبل قواعدش مشخص باشد. مهمترین مواردی که باید برای خروج شریک تعیین شوند:
اگر شریک تعهداتش را انجام ندهد، ممکن است قرارداد اجازه دهد با رأی سایر شرکا (طبق درصد یا شرطی که در قرارداد آمده) او خارج شود. در این حالت باید روشن باشد:
مثل بیماری، مهاجرت، مشکلات قانونی، ورشکستگی، فوت شریک و…
در این حالت باید از قبل روشن کنید:
یک بند بسیار مهم این است که اگر کسی خواست سهمش را بفروشد:
این بند جلوی این را میگیرد که یک شریک ناگهان سهمش را به فردی بدهد که با بقیه سازگار نیست.
تسویه یعنی مشخص شود هر شریک در نهایت چقدر طلبکار یا بدهکار است و داراییها/بدهیها چگونه تقسیم میشود. برای تسویه درست، سه کار کلیدی لازم است:
داراییها معمولاً شامل:
روش ارزیابی باید از قبل مشخص شود:
این بخش معمولاً منشأ دعواست، چون طرفین نگاه متفاوتی به ارزش داراییها دارند.
بعد از مشخص شدن دارایی و بدهی:
انحلال یعنی شراکت بهطور کامل تمام میشود و همه چیز وارد فاز تسویه نهایی میگردد. انحلال معمولاً وقتی رخ میدهد که:
در انحلال باید تکلیف اینها مشخص شود:
خیلی از اختلافها در خروج و انحلال، از اینجا شروع میشود که یکی از طرفین تصور میکند مثل رابطه کارمندی میتواند «هر وقت خواست برود» یا «حق و سهمش خودبهخود مشخص است». دقیقاً به همین دلیل سؤال «
آیا شما به عنوان کارمند از شرایط قانونی کار خود مطلع هستید؟
» یک یادآوری مهم دارد: همانطور که در کار، ندانستن قواعد باعث ضرر میشود، در شراکت هم اگر از ابتدا قواعد خروج، فسخ و تسویه را ندانید و مکتوب نکنید، ممکن است در زمان خروج نتوانید سهم واقعیتان را درست مطالبه کنید.
⚠
✓
در نهایت، شراکت کاری زمانی موفق و کمریسک است که از همان ابتدا همه چیز شفاف، مکتوب و قابل اجرا باشد و توافقها فقط به اعتماد و حرفهای دوستانه محدود نشود. اگر موضوع شراکت، آوردهها، سهم سود و زیان، مدیریت، حق امضا، ضمانت اجرا و مسیر حل اختلاف دقیق تعیین شود، احتمال بروز اختلاف و ضرر به حداقل میرسد. فراموش نکنید که پایان همکاری هم به اندازه شروع آن مهم است؛ پس شرایط خروج شریک و نحوه تسویه و ارزیابی داراییها را حتماً از قبل مشخص کنید. در بسیاری از موارد، یک مشاوره کوتاه قبل از امضا میتواند از هزینههای سنگین بعدی جلوگیری کند و مسیر تصمیمگیری را روشنتر سازد. به همین دلیل، کمک گرفتن از وکیل کار و همچنین گروه مشاوران روابط کار میتواند به شما کمک کند قرارداد شراکت را دقیقتر تنظیم کنید و از نظر حقوقی مطمئنتر جلو بروید. با این رویکرد، شراکت شما به جای منبع تنش، به یک همکاری حرفهای و سودآور تبدیل خواهد شد.
رای راهنمایی در خدمت شما عزیزان هستیم.
دیدگاهتان را بنویسید